بر همان عهد که با یاد و خیالت بستم / یاد من هم نکنی باز به یادت هستم .

از سوز محبت چه خبر اهل هوس را / این آتش عشق است نسوزد همه کس را .

من همین یکدانه دل دارم بفرما بشکنش / کوزه ای از آب و گل دارم بفرما بشکنش / تو سبوی آرزوهای مرا بشکسته ای / هرچه باداباد ، این هم دل بفرما بشکنش .

گرچه راه قیامت پر خطر است ، اما جدایی ز دوستان قیامتی دگر است .

دل ز تن بردی و در جانی هنوز / دردها دارم تو درمانی هنوز / ملک دل کردی خراب از تیغ ناز / اندر این ویرانه سالاری هنوز .

روزگار چون گرگ پیری پر بلاست / طعمه اش واماندگان از گله هاست / دوری از یاران مکن ای باوفا / گرگ دوران در کف این لحظه هاست .

باز باران تا همیشه / نم نمک بر روی شیشه / مینویسه تا بدونی / مهربونیت پاک نمیشه .

به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم / تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم .

اگر یاد گلی کردی نگاهی بر رخ خود کن / اگر یاد خزان کردی نگاهی جانب ما کن .

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم .

زندگی زیباست چون تصویر ماست / در مسیرش هرچه نازیباییست از تقصیر ماست .

مهربانم ای خوب یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی که سرد و غریبند ، تک و تنها به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است .

دلگیرم از تمام الفبای بی کسی ، به خصوص این پنج حرف : ف ا ص ل ه .

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد .

قارقار خبردار ، دلم شده بی قرار / دلمو نبر اینجوری ، دوستت دارم بدجوری




